مرتضى مطهري
112
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
كه هميشه يكسان بوده و خواهد بود . همچنين است مبانى اولى حقوق . اين مبانى اوليه يكنواخت است ، غيرقابل تغيير است . 6 . به عقيدهء ما قوانين اجتماعى متغير در واقع ثابت است ، يعنى از آن جهت كه قانون است ثابت است ، يعنى مصداق يك قانون اصلى ثابت است كه در واقع قانون واقعى بوده و مصداق و موضوعش تغيير كرده است ( 1 ) . 7 . عطف به آنچه در ورقه هاى يادداشت روش تبليغ ) * ، شمارهء 7 گفته شد ، تفسير چهارمى كه براى حديث شد از زاويهء اجتماعى است كما اينكه تفسير اول و دوم از جنبهء فقهى و تفسير سوم از جنبهء كلامى بود و البته اين تفاسير مانعة الجمع نيستند ، زيرا كلمات رسول اكرم همانطور كه خودش فرمود جوامع الكلم است . راجع به تفسير چهارم بايد گفت در حقيقت مىخواهد بگويد اسلام در منطق عمل بر حريفها پيروز مىگردد . تفسير سوم مىگويد در منطق نظر و استدلال و در كتاب و جلسهء بحث پيروز مىشود . البته پيروزى در ميدان عمل و در مسابقهء عمل و در كُشتى عملى مهمتر است از پيروزى در كُشتى بحث و نظر و در مسابقهء ذهنى و نظرى . دربارهء راز پيروزى در منطق و ميدان عمل بايد مسئلهء احتياج را عنوان كرد . منطق عمل پايه اش احتياج است ، اما منطق نظر پايه اش اصول متعارفه است . آن چيزى كه در منطق عمل جانشين اصول متعارفه و موضوعهء نظرى مىشود ، دو چيز است ( 2 ) : احتياج ، رافع بودن شىء مورد استفاده احتياج را به نحو احسن . از يك نظر مىتوان گفت
--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى زمان و مقتضيات آن . ( 2 ) ممكن است گفته شود كه زور و قدرت فوق احتياج است . ولى در محل خود ثابت شده كه قدرت اگر بر خلاف جريان احتياج و طبيعت باشد كارى از پيش نمىبرد و به اصطلاح قسر قابل دوام نيست . مسئلهء عمده همين است كه چشم بشر به زور است ، عامل اصلى غلبه را زور مىدانند ، اگر بپرسند غلبه و پيروزى با چيست ، مىگويند با زور . اما حقيقت بينها مىگويند خير ، غلبه با حقيقت است نه با زور ، البته حقيقت عملى نه نظرى محض . هرچند به يك معنى مىتوان گفت هميشه غلبه با نيروست ولى به شرط آنكه توجه به نيروى حقيقت داشته باشيم .